تبليغاتX
پرسمان ذهن و خیال (صدر . فواد)

پرسمان ذهن و خیال (صدر . فواد)

بحث و تحلیل درباره خبر و علم ( تصور و تصدیق)! shenakht dialogue

ملاحظاتی درباره قلب

گفته اند قلب مرکز تفکر و احساسات است

مرکز است چون هم دریافت دارد هم صدور دارد

درعشق زمینی  کارکرد قلب فقط احساسی ودچار جبر است

در عشق حقیقی عالیترین احساسات در همراهی اراده ومسولیت است

هرجا  اراده باشد  آزادی کامل وجوددارد

درک آزادی مطلق با درک  عدالت هم آغوش است

عشق به حقیقت    عشق به خیر عشق به زیبایی وعشق به اخلاق

عشق به استقلال

عشق به آزادی مطلق درنظر وتفکر

عشق به عمل درمحدوده حفظ آزادی دیگران

مغز  سخت افزار است  و قلب  نرم افزار

قلب یعنی دگرگونی  از منفی به مثبت  وبرعکس

هرچه بیشتر قلب را بایستی بشناسیم وکنترلش کنیم

 

تقوی  برترین هدیه قلب  وآزادی

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 17  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

مبحث شناخت و تفکیک شناسایی ها راجدی بگیریم

شناخت قلبی

آیا برای شناخت همه چیز توسط هرکس بایستی از صفرآغاز کرد؟

بیشترین انرژی های بی ثمر مربوط به افرادی است که درمسیر شناخت های خویش

خواستار تجربه موارد تجربه شده اند

آقای جمشید خدادادی مبتکر طب قرآنی که الحق ابتکاراتی داشته اند گفتند:

من ماهها تلاش کردم تا درشستشوی بدن از مواد شیمیایی استفاده نکنم وبه آب و سدر

وحنا و...برخی موادگیاهی پناه بردم ولی نتیجه ای دربر نداشت!!!!

امروز همه می دانند که تصور تمیز شدن وپاک شدن همه چیز با آب صحیح نیست

 حتما در شستشوی برخی از چیزها همراه آب حرارت ومواد شیمیایی لازم است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 17  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

یادداشتی برای خواننده جدی این وب

باسلام

دوست گرامی ضمن آرزوی موفقیت برای شما

باید بگویم که اخیرا بسیار سخت موضوعاتی را پیدامی کنم تابنویسم

درسیر مطالعاتی خویش دریافتم که دستگاه شناسایی انسان بسیار مهم وپیچیده است

و علت ان را دراین دیدم که ما بیش از فعالیت مغزی وعلمی فعالیت احساسی وقلبی داریم

به خاطر همین نام وبلاگ را ( صدر و فواد) گزاردم تافعالیتم رادرهمین موضوع متمرکزکنم

اما حوادث روزمره ومسایل جاری مرا از هدفم دور کرد

الان نیز تصدیق می کنم که ضروری ترین شناخت ها

شناخت های قلبی  و  مهندسی و مدیریت ( ذهن وخیال )خویش می باشد

حتی در بااهمیت ترین موضوع درپیش روی انسان

یعنی

شناخت خداوند بزرگ نیز (من عرف نفسه فقد عرف ربه)

عاطفه اول است

سوال مینماییم چرا رحمت  و  رحم بالاترین ویژگی اواست

بسم الله  الرحمن  الرحیم

چرا علم او و قدرت او و..................................................

حرف اول را نمی زند

امروز بشر نیز  پی برده  صفت  رحم بالاترین  ارزش و راز حیات است

وقتی ما با هستی مواجه می شویم پی می بریم

با سامانی  رحم محور مواجه ایم

و     خداوند  فرمود   کتب  علی  نفسه الرحمه

درانسان  مرکز  رحم  و شرم  را قلب گفته اند

و   داستان   عقل  و  عشق  ازقدیم مورد توجه بوده است

تمرکز  برعواطف  و  شناختهای  قلبی هدف اول وآخر این وب است

تاچه میزان  توفیق  باشد  وچه میزان  قبول گردد!

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 4  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

عید فطر مبارک (دوشنبه)

عید   رمضان  آمد   و        ماه رمضان رفت

صدشکر که این آمد و  صد حیف که آن رفت

شخصی می گفت در زمان امام صادق  منصوردوانیقی روز بیست ونهم رمضان را

عید  فطر اعلام  کرد  و  امام  پذیرفت و نماز خواند

پس  هر روزی را که  حکومت اعلام کند آن  روز عید است

معنی  ولایت  اطلاع رسانی  را نمی دانستیم  وفهمیدیم؟

آیا  چنانچه  زمزمه  می شود در کلیه  امر  حکومت  ولایت دارد

ولایت  نظامی!!  ولایت سیاسی! ولایت  اقتصادی ! ولایت  قضایی!!

این  تذهبون ؟  به کجا  می رویم؟

پس  معنی  ولایت  که  محبت است  چه می شود

آیا ولایت دستوری  واز بالا  اعمال می شود؟

گفتند  که  امام  مانند  خانه  کعبه است

ما باید بسوی  او  برویم  یعنی  با شوق  واشتیاق

 نه با زور  و سرنیزه   و  فرمان  و امریه!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 14  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

طلوع ماه مبارک رمضان مبارک باد

 

وفا کنیم

و ملامت کشیم

خوش باشیم

که در طریقت ما

کافریست رنجیدن

 

دوستان : پیروان  همه  تفکرات  و ادیان  در پی  تکثیر و تولید مثل اند

خانواده یهودی  افراد یهودی تکثیر می نمایند

.........مسیحی ....................................

........مسلمان .....................................

........اهل تسنن ..................................

........تشیع ........................................

.........بهایی ........................................

.........وهابی .......................................

.........هندو .........................................

.........بودایی.......................................

.........کمونیست..................................

.........لاابالی.......................................

.........هر  فرقه ای...............................

چه کنیم  به  معنی  واقعی  آزاده  باشیم

ودر پی  تکثیر افکار خویش نباشیم

و همه  را فارغ  از اعتقاداتشان  دوست  بداریم ؟

و اندیشه واعتقاد را به عنوان یک روش برگزینیم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 10  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

حلم برتر از علم

کسی که با اندک محرکی  تحریک شدید می شود و قضاوت یا موضعگیری می نماید

با ادبیات قرآنی  جاهل است او شاید سواد رسمی بالایی داشته باشد

اما فردی عادی  که در برخوردها باتوجه به تجاربش صبور است

و بسیار با دیگران مدارا دارد حلیم است

دکتر ایزوتسو  دراین رابطه مشروح نوشته است

عمل  بدون تناسب را هم جاهلانه خوانند

مانند قوم  لوط  که ارضاع غرائزشان نامربوط است

تند مزاجی وعصبیت یکی دیگر از صفات جاهلان است

عبادالرحمن واذا خاطبهم الجاهلون  قالو سلام علیکم

یعنی  با تند مزاجان  به سلامت  برخورد می نمایند

دراین شرایط سیاسی حاکم که دور در دست جاهلان است

طلب برخوردهای  حلیمانه می شود

ازتحریک احساسات باید دوری جست

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 9  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

شناخت حقیقت موجودات

تمام تلاش بشر برای کسب دو حقیقت است

اول  کسب حقیقت  موجودات

دوم  کسب  حقیقت اخبار

ازنظر فلاسفه تقسیماتی است ازجمله ( وجود  . ماهیت)

هم فلاسفه  قدیم و هم فلاسفه جدید سقف دانش و شناخت حقایق را

شناخت  ماهیات می دانند و معتقدند عقل بشر از شناخت موجوداتی که

فاقد  ماهیت اند عاجزاست.

وسیله شناخت انسان حواس پنج گانه  می باشد

البته  وسیله شناخت انسان  فقط ذهن و مغز او نیست

او دارای  ویژگی ای است که تجربه های  نفسانی  گویند

او دارای  وسیله  شناخت است که در زبان قرآن  قلب گویند

قلب او در صدر است

به نظر می رسد  غیر از وجود خداوند که  بی ماهیت است

وجودهایی داریم که آنان  نیز فاقد ماهیت اند مانند روح

و شناخت از روح  نیز اندک است

ظاهرا نیروی  قلب انسان  پس از دریافت روح از عالم امر است

و فرمان سجده فرشتگان به آدم پس از دریافت روح است

کلت السن عن غایته صفاته و العقول عن کنه المعرفته

در مورد  ماهیت اخبار جاری نیز باید روشمند بود

و در باره  اخبار تاریخی  و اخباروحی  نیز تزکیه لازم است

و انسان بایستی  تلاش مستمر داشته باشد

مولوی  و حافظ  بسیار راهگشایند

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 17  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

نوشته استاد عبدالعلی بازرگان ( طاغوت واجتناب از آن)

«طاغوت» شاخ و دم ندارد ..!


آشنائی مردم ما با واژه"طاغوت" به دوران قبل از انقلاب بر می‌گردد و پیش از آن، مردم کوچه و بازاراطلاع چندانی از این عنوان نداشتند. به گمانم مرحوم طالقانی که مفسری مجاهد بود، برای نخستین بار این اصطلاح قرآنی را، که در وصف چهره‌های طغیانگر تاریخ همچون فرعون به کار رفته است، برچسب مناسبی برای دیکتاتوری شاه یافته و در تفسیر وخطابه‌های خود مورد استفاده قرار می داد. دکتر شریعتی نیزکه موضوع "واژه شناسی قرآنی" را در کلاس‌های "حسینیه ارشاد" باب کرده بود، از این عنوان بسیار بهره می‌گرفت.

در سالیان قبل از انقلاب که ریشه مفاسد و سرنخ مشکلات برای توده‌های مردم آشکار نبود و همه گرفتاری‌ها به اطرافیان اعلیحضرت! که گزارش‌های غیر واقع به شرف عرض ملوکانه می‌رسانند!؟ ، حواله داده می‌شد، عنوان "طاغوت" به اصطلاح جا نمی افتاد، اما وقتی با عملکردهای خودسرانه خلاف قانون و سرکوب خونین مردم ، به خصوص در هفت سال آخر، سرانجام برای همگان آشکار گردید که «آب از سرچشمه گل آلود است»، و شعار: "مرگ بر شاه" میلیونی و مردمی شد، واژه "طاغوت" روزمره و روزنامه‌ای گشت!

کلمات و اصطلاحات هر زبانی وقتی به زبان و فرهنگ دیگری ترجمه و انتقال داده می‌شوند، بخشی از بار معنائی خود را از دست می‌دهند و به اصطلاح ابتر می‌شوند. کلمه طاغوت نیزکه دلالت بر طغیان ِ تمامیت طلبی، زیاده خواهی افراطی و تسلط بر دیگران می کند، از این قبیل است. اما توده‌های مردم فقط مفهوم " ثروتمندی و اشرافیت" را از آن استنباط می‌کنند؛ می‌گویند فلانی خانه طاغوتی دارد، یا ماشین و مبلمانش طاغوتی است و با آدم‌های طاغوتی رفت و آمد دارد! گوئی اشکال شاه فقط کاخ‌های متعدد و ثروتش بود!؟ در حالی که در مثلث : زر و زور و تزویر، ثروت ِچپاول شده تنها رأس اول انحراف است و دو رأس دیگر، یعنی قدرت و فریبِ دینی کمتر از آن، و فساد حکومت و دین انحرافی سبک‌تر از فساد اقتصادی نیست!

به تعبیر مرحوم طالقانی:

"طاغوت از ماده طغیان، سرکشی و خروج از مسیر طبیعی و فطری است. طغیان آب، آن است که از بستر طبیعی خود بیرون رود و آبادی و مزارع را ویران کند. طغیان شخص بر خود چیرگی خوی خود بینی .... و طغیان بر خلق، سلطه جابرانه بر حقوق و مواهب آنهاست که نتیجه‌اش فساد در زمین می باشد."

طاغوت که وصفی برای نشان دادن شدت طغیان یک انسان بر سایر انسان‌ها و خروج از مرزهای قانون و حاکمیت ملت است، بزرگ‌ترین مانع خداپرستی در جامعه و منهدم کننده معنویت و اخلاق می باشد.

باز هم به قول طالقانی:

"تا اندیشه از اوهام کفرآمیز و سلطه طاغوت پاک نشود، ایمان به خدا در آن تجلی و تحرک و پیوستگی نمی یابد."

عالمان واقعی دین گفته‌اند ازپیام‌های قرآن برای زمانه خود سود ببرید و خود را مخاطب آن قرار دهید. اینک باید پرسید آیا فقط در نظام شاهنشاهی پیرو منویات ملوکانه و مأمور اوامر آریامهری شدن شرک و شخصیت پرستی است، یا در نظام ولایت مطلقه فقیه هم چنین شیوه‌هائی مغایر توحید و خداپرستی است؟

فرعون می‌گفت:

"جز رأی و نظر من شما حق رأی واظهار نظر ندارید و من جز به راه رشد شما را نمی برم"
(مااریکم الا مااری ومااهدیکم الاسبیل الرشاد)

آیا ادعای آقا بالاسری و قیمومیت داشتن و مردم را صغیر و یتیم و محجورنامیدن و نیازمند "شورای نگهبان" و"مجمع تشخیص مصلحت" و "نظارت استصوابی" دانستن آنها را "رشد" می‌دهد، یا احترام به آزادی و اختیار خداداد و کرامت و منزلت آنها؟

فرعون با توهین به ملت، شخصیت آنها را خوار و خفیف کرده بود تا اطاعتش کنند (فاستخف قومه فاطاعوه)، آیا یکسره ملت را "اغتشاشگر" وخائن خواندن و انتظاراطاعت بی چون و چرا از رهبری داشتن نشانه های طغیان نیست؟

فرعون فقط قرائت خود از دین ِ زمانه اش را به رسمیت می شناخت و از این که ساحران بدون اجازه او!! به حضرت موسی ایمان آورده بودند، آنها را تهدید به مرگ می کرد، آیا شعار: "مرگ برضد ولایت فقیه" ادامه همان شیوه ها نیست؟

فرعون طرفداران موسی را "گروهک" (شرذمه قلیلون) و شاه آنها را "خرابکاران" کمترازانگشتان دو دست! می‌خواند، آیا عنوان "خس و خاشاک" نامیدن اکثریت ملت شیوه‌های فرعونی نیست؟

فرعون مخالفین‌اش را به براندازی و تغییر نظام متهم می‌کرد وبا تحریک فریب کارانه توده‌های ناآگاه مردم مدعی می‌شد آنها می‌خواهند شما را از شهر و دیارتان بیرون کنند و نظام برتر شما را دگرگون سازند (یریدان ان یخرجاکم من ارضکم و یذهبا بطریقتکم المثلی)، آیا اصطلاحات براندازی قانونی! و انقلاب مخملی! و رنگی از همان ترفندهای طاغوتیان نیست؟

آیا شاه با پخش اعترافات تلویزیونی از زندانیان سیاسی توانست دوام و بقای خود را تضمین کند که در نظام ولائی و "فقیه سالاری" از چنین شیوه های نخ نمائی یکسره استفاده می‌شود؟

قبل از انقلاب سرلشکر"ازهاری" جمعیت میلیونی در تظاهرات را "اعراب فلسطینی" می‌دانست که روزها با ریختن دوا قرمزدر کف خیابان‌ها، دولت را به خون ریزی متهم می کنند! و شب ها با نوار "الله اکبر" در پشت بام‌ها ادعای جمعیت می کنند! آیا وابسته شمردن معترضین نتایج انتخابات به بیگانگان، نسبت دادن کشتارهای خیابانی و دانشگاهی به گروه هائی ازملت! و تخریب ماشین و خانه فریاد کنندگان شبانه "الله اکبر"، که طاغوتیان سابق هم چنین بی‌حرمتی‌هائی نمی‌کردند، طغیان محسوب نمی‌شود؟

آیا به راستی طاغوت درتاج و تشکیلات سلطنتی تحققّ می‌یابد یا درعبا وعمامه و تشکیلات ولایتی هم امکان ظهور و بروز دارد؟

قرآن برای مبارزه با طغیان تمامیت طلبان، چند سفارش ساده کرده است:

  • طاغوت را نباید باور کرد و به رسمیت شناخت (بقره ۲۵۶، نساء ۵۱ و۶۰)

  • به ولایت طاغوت پیوستن کفر است (بقره ۲۵۷)

  • سخن طاغوت نه تنها "فصل الخطاب" نیست، بلکه نباید به حکم و داوری او گردن نهاد (نساء ۶۰)

  • از تعبد وتسلیم بی چون و چرا نسبت به طاغوت باید جدا اجتناب کرد (زمر۱۷ و نحل۳۶)

والذین اجتنبواالطاغوت ان یعبدوها وانابواالی الله لهم البشری فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه (زمر۱۷)
کسانی که از سرسپردگی به طاغوت کناره گیری می‌کنند و به سوی خدا بر می‌گردند، بشارت شایسته آنهاست. پس بندگان مرا بشارت ده که (به جای تمکین از طاغوت، با آزادمنشی) سخن را می‌شنوند و از بهترین آن پیروی می‌کنند


 

`

 


`
 


+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 16  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

کیست مولی آنکه آزادت کند !!

عید مبعث مبارک

من علمنی حرفا  فقد صیرنی عبدا

امام علی  می فرماید اگر کسی  به من مطلبی یاددهد مرا بنده خویش کرده است

دوستی  میگفت چون  خداوند ما را بدون مشورت ما خلق کرده است پس ما درروز

قیامت  حرفی برای گفتن داریم

اگر به ما بگویند چرا نماز نخواندی  و چرا حجاب کامل رعایت نکردی خواهیم گفت

دشوار بود و چون شما مارا قبل از خلقت درجریان احکام و تکالیف قرارندادید

امروز مارا حق ندارید تنبیه کنید؟!!!

به نظر می رسد در یوم جزاء فقط پرسش ازحق الناس مجاز باشد؟

 تصور ما  ازخداوند مانند  پادشاهان و قدرتمندان غالب است در صورتی که

خداوند انسان را وقتی خلق کرد گفت فتبارک الله احسن الخالقین

و اذ قال ربک  انی  جاعل  فی الارض  خلیفه قالو اتجعل فیها من یفسد فیها

و  یسفک الدماء  و نحن  نسبح بحمدک  و نقدس لک

قال انی  اعلم  مالا تعلمون

آری  خداوند انسان را خلق کرد و به او اراده و اختیار داد ( آزادی )

و از او  خلافت انتظار دارد و به خاطر احکام عبادی اورا مجازات نمی نماید

فقط  دررابطه  با حقوق دیگران  ( حتی حقوق محیط طبیعی )پاسخ می طلبد

و انسان مانند  طوطی را  مقلد وار نمی پسندد

بلکه  مانند زنبور  بایستی  از شهد آزادی  عسل  تقوی و مسوولیت بسازد

وعلم الآدم الاسماء  ثم عرضهم علی الملئکه قال انبئونی باسمائه ان کنتم صادقین

قال سبحانک  لاعلم لنا  الا ماعلمتنا

ملائک  گفتند ما فقط علمی را که دریافت کردیم تحویل می دهیم

معلوم می شود انسان علمی را هم که دریافت نکرده انتظار است تحویل دهد

یعنی ملائک حداکثر می توانند  طوطی باشند

اما انسان می تواند مانند زنبور که شهد رابه عسل تبدیل میکند

 علوم دریافت از وحی را پرورش دهد علومی انسانی فرا وحی تحویل دهد

پس نتیجه  می گیریم بندگی  خدا وند بزرگ غیراز بندگی قدرتمداران است

بندگی خدا باعث رشد و شکوفایی است

اشهد ان  محمد  عبده  و رسوله  اللهم صل علی  محمد وآل محمد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 18  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

مبارزه طبقاتی غیرمستقیم و بلا اراده است ؟

در بکار بردن  کلمات  گاهی  معنی  کاربردی و واقعی  آن منظور است و گاهی بار ارزشی آن

مثلا  وقتی  می گویند  فرد  دزد است گاهی  به معنی  واقعی  یعنی  سرقت  می کند

اما  گاهی  دزد  به  عنوان  صفت  به کار می رود مثلا  از کودکی بچه ها هر غریبه و ناشناسی را

دزد می نامند  یا در نظر فقرا  اغنیا  دزدند یا به طعنه معروف است که فلانی حاجی بازاری است؟

در باره  کلمه  حزب  گاهی  معنی  واقعی  آن  مراد است که  سازمان  حقوقی و سیاسی است

گاهی  معنای  حزب  صفت  آن  مراد است  یعنی  گروهی  متشکل دگم قدرت پرست که رهبران

اعضاء را به  انقیاد می کشند  و در برابر آنان را تامین  میکنند!

اینکه  گفته  می شود  حزب ولی فقیه حزب به معنی  دوم آن است

یعنی  عده ای گویند  این خون  که در رگ  ماست  هدیه  به رهبر ماست

رهبران آن  حزب  نیز از آنان  سرپرستی  کرده  و آنان را حمایت  می کنند

در صورتیکه  مسلمانان  هر روز  در  نمازهای  یومیه  می گویند

ایاک النعبد  وایاک  النستعین  فقط ترا می پرستیم واز تو یاری  می جوییم

حداقل  موحدین  نباید حزبی به معنی دوم آن بیندیشند

ریشه  نگرش  ها ی حزبی  به درک فلسفه تاریخ  وفلسفه اجتماعی آنان برمی گردد

یعنی  نوعی  قرائت  از جامعه  و تاریخ  که به مبارزه طبقاتی اعتقاد دارد

 تفسیری  از امام زمان  و جامعه  بی طبقه توحیدی

ادامه دارد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 10  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

آیا انتقاد ازسلطه حزب ولایت فقیه مبارزه با نظام جمهوری اسلامی است؟

بنام خدا

در مسیر تلاش ملت جهت حاکمیت خویش بارها اورا وادار می کنند تا فکر کنیم

باید  همه چیز  را  ازنو شروع کنیم؟و چون کاری دشواراست مایوس شویم

جمهوری اسلامی  براساس خون پاک شهدا و تلاش روشن اندیشان ملت

برابر است  با  شعارهای  استقلال   و  آزادی

پس  دفاع  از جمهوری اسلامی  دفاع از  استقلال  و آزادی است

اگر  حزبی  بر اوضاع  مسلط شود و آزادی  مردم را بگیرد

و  استقلال  ملت  را ازبین  ببرد مبارزه بااو  مبارزه با متجاوزان به حقوق ملت اند

همه ما  بر اساس  فطرت  خدایی  طالب  استقلال  فردی  وحفظ  اراده خویش هستیم

اگر  کسی  بخواهد  مارا مجبور  کند  تا رای  خویش را درنظر نگیریم

چنانچه  تسلیم  شویم  بایستی  بر توحید و یکتاپرستی خویش  شک کنیم

و اگر انسان از  شرف  و آزادی  خویش دفاع  نکندازانسانیت سقوط میکند

شاید  مهندس موسوی و دیگر مبارزان  درصحنه  انتخابات را بهانه ای دیدند

تا بخواهند ارزشهای  مندرج  در قانون اساسی را پاسداری کنند

ما از کسانی  که  به نام خدا  در صحنه  دفاع ازنظام جمهوری اسلامی می خواهیم

تا دقت کنند  بازیچه حزب  نام نانوشته نشده  وبه آغوش ملت برگردند

و  خود  نیز  باارسال درود برروان همه شهدای تاریخ ایران زمین تلاش کنیم

تا با کنترل احساسات  و هیجانات  موقت  به مبانی حاکمیت ملی توجه کنیم

 

جمهوری  اسلامی   آری     حکومت  خود کامان     هرگز

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 15  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

حزب ولايت فقيه

بنام خدا

آيا بدون  اصلاح قانون اساسي حاکميت ملت معنا دارد؟

اگر حکومت  ايران را درنظر بگيريم

قوه قضائيه که بايستي  مستقل و بااستحکام باشدتحت حزب ولايت فقيه است

نيروهاي نظامي  و ارتش ونيروهاي دفاعي ملت تحت امر حزب ولايت فقيه است

صدا و سيماي ملي  و عموم خبرگذاريها تحت نفوذ حزب ولايت فقيه است

انفال و اموال ملي  بيت المال وتحت نظرو سلطه حزب ولايت فقيه است

دانشگاه ها و آموزش عالي  تحت نهاد حزب ولايت فقيه است

مجلس  ملي براساس مديريت حزب ولايت فقيه است

حوزه علميه  و مساجد کشور تحت  حزب ولايت فقيه است

شوراي  نگهبان  منصوب وتحت  حزب ولايت  فقيه است

سازمان  امنيت واطلاعات کشور  تحت حزب ولايت  فقيه است

وزارت  ارشاد  تحت  حزب ولايت فقيه است

حال شما تصور کنيد  فردي  مانند مهندس موسوي  سکاندار قوه مجريه باشد

و بخواهد  با  پيچيديگي  و مهندسي مديريت کند  چند درصد از حاکميت رادارد

تصديق  مي کنيد که رئيس جمهور کارپردازي بيش نيست

 کارپرداز رهبر

رهبر ایران درمقایسه با کشورهای جهان  بیش از رئیس جمهور منتخب ملت قدرت دارد

قوه قضاییه  و  انحصار اطلاعات و دستگاه  تبلیغات وصدا وسیما نباید تحت اختیار فردی باشد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 12  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

اتحاد و توحید --- تفرقه و شرک

با نام خدا

مرگ  بر  ضد ولایت  علی (ع) ؟؟

یادم است قبل از  انقلاب ۵۷ و زمان جوانی به شعار فوق  که توسط متحجرین داده می شد

بسیار حساس بودم  شهید دکتر علی شریعتی  با شعار فوق  مخالفت کرد وبه همین دلیل

به باد  تهمت و ناسزار قرار گرفت

و گفتند  شریعتی سنی  و نوکر ناصبی ها  و مبلغ  وهابی گری است خصوصا از طرف

بخشی از روحانیت متهم بود

 ولی من به بیانات شریعتی که می گفت این شعار  توسط

دستگاه  زر و  زور  و تزویر به خاطر  تفرقه  امت  اسلام است گرایش داشتم

اتفاقا  پس  از انقلاب ۱۳۵۷ حاج آقا خمینی  هم  مسیر  شریعتی  را  ادامه داد

و ایشان  بسیار  طرفدار اتحاد  مسلمین  بودند  و به آن نیز  عمل  کردند!

ولی  سوال  اینست که  اگر حرکت  فوق  یعنی مخالفت با شعار مرگ بر ضد ولایت علی (ع)

اصیل  و همه  جانبه  بود  چرا  ایشان  با شعار  مرگ  بر ضد ولایت  فقیه مخالفت  نکرد!

متاسفانه پس  از ایشان  نیز رهبران  جمهوری اسلامی علی رغم توصیه به اتحاد شیعه وسنی

شعار  هویت ساز  حزب الله (  مرگ  بر ضد  ولایت  فقیه ) ادامه دارد

به  نظر  من  آ قای کروبی  و آقای  موسوی  وعلمای فراکسیونشان باید در باره این شعار

اعلام  موضع  کنند  و با  سکوت  در برابر این  شعار

با  فریب  افکار  عمومی  و مشکلات  آینده  مواجه  نشوند

دوستان  دقت  کنید شعارهای  ذیل  بسیار شرک آلود است

مرگ  بر ضد  ولایت  فقیه

این  خون  که  دررگ  ماست  هدیه  به رهبر ماست

حزب  فقط  حزب علی  رهبر فقط  سید علی

حزب  فقط  حزب الله  رهبر  فقط  روح الله

ضمن  اعلام  برائت از شعارهای فوق  علاقه مندم از افراد ذیل  نظر سنجی شود

آیت اله حسینعلی منتظری

آیت اله جوادی آملی

آیت اله صانعی

آیت اله اردبیلی

مجمع مدرسین ومحققین حوزه علمیه

مجمع  روحانیون مبارز

آیت اله رفسنجانی

آیت اله شبیری  زنجانی

دکتر سروش

مهندس میرحسین موسوی

آقای مهدی کروبی

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

حزب مشارکت

آقای  لاریجانی

آقای توکلی

آقای قالیباف

آقای محسن رضایی

من الله التوفیق

دوستان بحث  را  دنبال  کنیم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 11  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

کیست مولی ؟ آن که آزادت کند !!!!!

                                  با نام خداوند حکیم

سالها درباره  شعار  مرگ  بر ضد ولایت فقیه  فکر کردم   !!!!

معنی  این شعار  چیست ؟

آیا دارای  خبری است  مثلا  اینکه  هرکس  تسلیم عقل کل نشود  هلاک می شود؟

آیا  لعن  و  نفرین  است که توسط  عده ای فرستاده می شود؟

آیا  این  شعار  آرزو و  آرمان  عده ای است ؟

آیا  این  شعار  هویت ساز  عده ای از مردم است ؟

چرا  تا به حال  هیچکس  در باره این شعار موضع گیری نکرده است؟

(البته  آقای  خاتمی  عبارت کلی  داشت  که شعار مرگ  ندهید )

چرا  در مساجد  پایان  نماز جماعت اتصالا این شعار گفته می شود؟

و مراجع  و  علمای دین سکوت می کنند؟

اگر آقای خامنه ای و آقای رفسنجانی و آقای موسوی وآقای کروبی و........

دیگران  با پذیرش  ولایت  فقیه  شعار  فوق  را می پذیرند !باهم چه فرقی دارند!

 در دین خدا  گفته  نمی شود مرگ برمنکران خدا

لعنت الله  علی القوم الظالمین

ظالمین  از توجه  خدا دور  هستند

اکثریت  مردم  شعار  فوق  را  نمی پذیرند

 پس پشتوانه نظام ولایت فقیه

صدا  و سیما  و پایگاه های  نماز جمعه اند

چرا به دروغ  همه مردم را فهیم و پیرو خویش  می دانیم

الله  ولی الذین  آمنو  یخرجهم  من الظلمات الی النور

ولایت  الهی  انسان را از تاریکی  و بردگی  به نور  و آزادی و اختیارمی رساند

 

باور به شعار  مرگ بر ضد ولایت  فقیه شرک  به  خداوند حکیم است

ازشعار فوق  برائت می جوییم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 10  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

هنر نزد ایرانیان است و بس ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

لافتی الا علی  لاسیف  الا  ذوالفقار ؟؟؟

حزب فقط  حزب اله رهبر فقط روح اله ؟؟؟

حزب فقط  حزب علی رهبر فقط سیدعلی؟؟؟

مردمی نژاد فقط  احمدی نژاد ؟؟؟؟؟

 

یادم هست  اوایل سال ۵۸  شخصی  میگفت زیاد به پیروزی انقلاب امید نداشته باش

شما تازه بر یک  شاه  و  سلطان پیروز شدید سی میلیون دیگر شاه وجود دارد!

آنروز متوجه  این مطلب نشدم  اما امروز  می فهمم

نظام  پادشاهی  و  دیکتاتوری  قدیم دروجود همه ما میل به دیکتاتوری را

نهادینه کرده است 

در وجود  ما  میلی است  که می خواهیم  قانون ها را زیرپاگزاریم اما

شدید معتقدیم  دیگران  باید  قانون را رعایت کنند

و       راه  نجات  بشریت را قانون  مداری می دانیم!!

اما  شاه  مستثنی است  او شاه است  یعنی  قانون به میل او  است

پس  این تجلیل های افراطی  از ملت برای چیست

این ملت  مگر همانهایی نیستند که جلوی پلیس از چراغ قرمز عبور می نمایند؟

اگر دستشان  برسد  به اموال یکدیگر  رحم  ندارند؟

اگر  به مقامی  برسند حقوق  دیگران را بیشتر  زیر پا می گذارند؟

ملتی  که  سریعا  جو  گیر  می شود و نون به نرخ روز می خورد؟

میگویند  مهندس بازرگان گفته بوده گرایش  مردم را به انقلاب از فرصت طلبی بوده

یعنی  ملت  آگاهی  نداشته  به دنبال چه هدفی است!

فقط  می فهمیده  مثل اینکه  خبری است و او سریع سوار موج  می شود!

 آری متاسفیم  که راه طولانی  برای تغییر درپیش داریم

شاید من اشتباه می کنم ازهمه عذرخواهی میکنم!!!!!

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 10  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

چرا بسیاری در انتخابات شرکت نمی نمایند؟

یا رب العالمین

به نظر می رسد افراد ثروتمند وکسانی که دستشان به دهانشان می رسد

علاقه ای به شرکت در انتخابات ندارند چرا که آنان فکر می کنند قدرت واقعی در ثروت است

وحق رای فقط متعلق به آنان است

و  تعداد آنان مخصوصا در تهران کم نیستند

برای آنان فرق نمی کند چه کسی ریاست جمهور یا رهبر باشد

آنان طالب امنیت هستند تا بتوانند کاسبی کنند

و تلف کردن وقت خویش را اصل می دانند

عده ای نیز می گویند چه ما شرکت کنیم وچه شرکت نکنیم اشخاص خاصی رای دارند

به نظر من نیز اگر احزاب قوی نباشند و همه واجدین شرکت نکنند !

انتخابات واقعی نداریم

ولی فقط به خاطر حفظ حق رای مردم شرکت کردن درانتخابات منطقی است

 به امید روزی که  ملت در صفوف متشکل  وارد عرصه شود

واز حقوق خویش و نسل های آینده دفاع نماید!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 10  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

هدف اقتصاد سود نیست ؟

بنام خدا  (رب العالمين)

 هرعملي که موجب سلامتي جسم ما و حافظ تعادل روان ماست

و  هماهنگ با اکولوژی کره زمین و محيط طبيعي هستی می باشد

و باعث رشد و شکوفايي استعدادهاي ما و ایجاد مناسبات صحیح اجتماعي  و

توزيع صحيح قدرت  و  ثروت هاي عمومي است.

عمل صالح است و مي تواند در هرشکلي بروز کند.

پس ما در درجه اول تابع شکل عمل خويش نيستيم

بلکه اهداف وبرنامه هاي مطابق فطرت انسان و مصالح انساني را مد نظرداريم

 اگر درجامعه اي رشد سطح آگاهي اجتماعي مورد توجه است يا به لحاظ

اقتصادي رشد سطح اشتغال نیازاست و یا غرض اجتماعی مانند افزایش سطح ازدواج لازم است

قطعا توليد و تجارت في نفسه ضروري است. و  انگیزه های مالی فرع است

 پس سود و  جذب   ريال تعيين کننده نبوده و اهميتي ندارد

 هم چنین ضمن توجه به حرمت حقوق فردی همه آحاد شهروندان مطلوب طرحهاي اقتصادي

 باید اهداف عام المنفعه  باشد

 نکته دیگر   به علت ارتباطات و مناسبات جهاني

غفلت از رقابت بنگاه هاي اقتصادي خارجي وسلطه تراست ها وکارتل ها

 ساده نگري وحرکت از درک انتزاعي شرايط مي باشد

 

 پس تعریف موجود ربا  سطحی و  تعریف دقیق آن بسیار ساده نیست

 وقتی خداوند می فرماید اوفو بالعقود

به انسان احترام نهاده و می خواهد به قراردادهای خویش وفادار باشد

 ازلحاظ روانی انسان زیاده خواه  ناآرام است وقناعت موجب سلامتی است

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 17  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

آیا علم اقتصاد بااخلاق وایدئولوژی درارتباط است؟

یارازق

آيا انسان حق ازبين بردن اموال خويش رادارد؟

ظاهرا انسان اخلاقا نمي تواند به خود و اموال خويش زيان برساند !!!

انسات باید براساس  منافعش  اقدام کند!

دوستي مي گفت ازجمله فوق مي توان نظام کاپيتاليزم وسود محور را تبليغ کرد

اگر شما فعاليتي اقتصادي کنيد و به فکر سود نباشيد مردود هستيد

مثلا اگر بگوييد من ايجاد اشتغال کرده ام درتفکر امروز چون سود نداشتيد ناموفق هستيد

درمورد اينکه خداوند ربا را محاربه باخويش دانسته است!دوستم گفت

آيا فرمان خدا در توافق دو نفر دليل برآن نيست که خدا انسان را به عنوان موجودي مختار

به رسميت نمي شناسد ؟!

دو نفر بانرخ معين باهم توافق مي نمايند و اسکونت پول رد وبدل مي کنند!

چرا خدا در اقتصاد دخالت مي نمايد.

ما پرداخت  صدقه و انفاق و زکات ......را اموري داوطلبانه تلقي مي نماييم

يا دردستورات  دين اموري روانشناسي و از سر علاقه رامي بينيم

مثلا  والله لايحب الفساد  واله لايحب المفسدين

کسي که خدارا دوست دارد داوطلبانه  مايل است مانع فساد اموالش باشد

آري پيچيدگي ودشواري اقتصاد در رابطه هاي  روانشناسي واخلاقي آن باجامعه است

و امروز  سواي بحث هاي  گردش پول و عرضه و تقاضا و تورم ورکود .............

توجه به روابط دقيق انسان و  معاملات و  فعاليت هاي رواني او است!

استاد محمد جعفر مصفا  مي گويد تلاش مضاعف انسان براي گردآوري مال و رونق کسب

و مال اندوزی شايد ناشي از بيماري نفس است! مگر انسان چقدر امکانات نياز دارد؟

به نظر شما  ابعاد علم اقتصاد و انسانشناسي و روان انسان و...... چقدراست؟

 

والله لا يحب الظالمين!!!!   والله يحب المقسطين!!!

 

ادامه دارد

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 18  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   | 

شادباشید

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 11  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A  

عید نوروز سال 1388 برهمه دوستان و هموطنان و انسانها و هستی مبارک

 

هوالمحبوب

 

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار یامحول الحول و الاحوال

حول  حالنا الی احسن الحال

 

حیات  دوباره  شکوفایی  پاکی و پاکیزگی  وزیبایی وطراوت تقدیم شما

خدایا مارا قدردان  این همه  نعمت قراربده

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 10  توسط  تصویری (خلیل) tasviri.A   |